تبلیغات
. - نکته های ناب از شخصیت عایشه؟؟
نکته های ناب از شخصیت عایشه؟؟
ارسال در تاریخ پنجشنبه 21 مرداد 1389 توسط عاشق حیدر 2

در این خلاصه سعی شده نمونه هایی از قضایای قابل تامل از شخصیت عایشه به نظر خوانند گان و برادران اهل سنت و اقایان وهابی برسد .

 انشالله که اهل حقیقت باشیم و پیروی از حق نماییم.

 

برخورد عایشه با امیر المؤمنین علیه السّلام

 روزى مردى در حضور عایشه از على و عمّار رضى اللّه عنهما بدگویى كرد. عایشه گفت: من درباره على چیزى ندارم كه به تو بگویم; ولى درباره عمّار، همانا از رسول خدا صلى اللّه علیه وآله شنیدم كه مى‌فرمود: «هر گاه عمّار بین دو امر مخیّر شود، راه یافته ترین و كامل ترین آن دو را انتخاب مى‌كند».

 جَاءَ رَجُلٌ فَوَقَعَ فِی عَلِیٍّ وَفِی عَمَّارٍ رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمَا عِنْدَ عَائِشَةَ فَقَالَتْ أَمَّا عَلِیٌّ فَلَسْتُ قَائِلَةً لَكَ فِیهِ شَیْئًا وَأَمَّا عَمَّارٌ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَا یُخَیَّرُ بَیْنَ أَمْرَیْنِ إِلَّا اخْتَارَ أَرْشَدَهُمَا 

 مسند ، احمد بن حنبل ( 241 هـ ) ، ج 6 ، ص 113.

 

 اكراه عائشه از بردن نام امیرالمؤمنین علیه السلام

 همان‌گونه كه در متن یكی از روایات بخاری آمده عائشه می گوید: رسول خدا به هنگام بیماری دو دستش را بر شانه‌ عبّاس و شخص دیگری گذارده بود و از مرد دیگر نامی نمی‌برد

فخرج بین رجلین أحدهما العباس

صحیح بخاری، ج 1، ص 169

 عینی در شرح صحیح بخاری می‌نویسد:

 ابن عبّاس گفته است عائشه به علّت خوش نداشتن نام علی از بردن نام او خودداری كرده است.

 ولكن عائشة لا تطیب نفسا له بخیر

 چون عایشه از علی دل خوشی نداشت.

 عمدة القاری ، عینی(855 هـ ) ، ج 5 ، ص 192 .

 

 

خوشحالی و نشاط عایشه از شهادت امیرالمومنین علیه السلام:

 طبری و أبو الفرج و ابن سعد و ابن‌ اثیر گفته‌اند: هنگامی كه خبر شهادت امیرالمومنین علیه السلام به عائشه رسید این بیت را سرود:

 فالقت عصاها و استقر بها النوى         كما قرّ عیناً بالایاب المسافر

 آن زن از شادى ، عصاى خود را انداخت و در جاى خود قرار گرفت بدانگونه كه مسافر، وقتى از سفر بر مى گردد خوشحال مى شود.

 سپس پرسید: چه كسى على را كشت؟ گفتند: مردى از قبیله مراد.

 عایشه این شعر زننده را خواند.

 فان یك نائیاً فلقد نعاه                            غلام لیس فى فیه التراب

 یعنى: اگر او دور است، خبر مرگ او را جوانى داد كه خاك به دهان ندارد.

 و چون زینب دختر امّ‌سلمه از او سئوال كرد: آیا این همه شادمانی برای خبر كشته شدن علی است؟ گفت: هرگاه من این خبر را فراموش كردم دوباره به من یاد آوری كنید.

 تاریخ الطبری ( 310 هـ )، ج 4، ص 115، بتحقیق نخبة من العلماء الأجلاء، ط. مؤسسة الأعلمی ـ بیروت فی ذكر سبب عن مقتل أمیر المؤمنین من حوادث سنة 40 هـ  و الكامل لابن أثیر ( 630 هـ) ، ج 3 ، ص 198 و معجم الشعراء للمرزبانی  كما فی أعیان الشیعة ، ج 3 ، ص 285 و مقاتل الطالبیین ، ابوالفرج اصفهانی ( 356 هـ ) ، ص 26.

 و یا در جای دیگر دارد که:

 روى أبو الفرج فی مقتل الإمام علی[علیه السلام] وقال: لمّا أن جاء عائشة قتل الامام علی سجدت أی: سجدت شكرا للّه مما بشروها به.

 هنگامی كه عائشه خبر شهادت [حضرت] علی [علیه السلام] را شنید به سجده افتاد، یعنی: از خوشحالی خبری كه به او دادند به سجده افتاد.

 مقاتل الطالبیین ، ابوالفرج اصفهانی ( 356 هـ ) ، ص 27 ، بتحقیق كاظم المظفر ط. المكتبة الحیدریة ـ النجف وط. القاهرة سنة ، 1368 هـ ص 43.

 

 عائشه و جعل حدیث دوات و قلم

 عَنْ عَائِشَةَ قَالَت لَمَّا ثَقُلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی بَكْرٍ ائْتِنِی بِكَتِفٍ أَوْ لَوْحٍ حَتَّى أَكْتُبَ لِأَبِی بَكْرٍ كِتَابًا لَا یُخْتَلَفُ عَلَیْهِ فَلَمَّا ذَهَبَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ لِیَقُومَ قَالَ أَبَى اللَّهُ وَالْمُؤْمِنُونَ أَنْ یُخْتَلَفَ عَلَیْكَ یَا أَبَا بَكْرٍ

 عائشه مى‌گوید: هنگامى كه حال رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم وخیم شد، به عبدالرحمان بن ابى بكر فرمود: كتف یا لوحى به من بده تا براى ابوبكر نوشته‌اى بنویسم كه با او مخالفت نشود! هنگامى كه عبدالرحمان خواست بلند شود فرمود: خدا و مؤمنان ابا دارند از این كه با تو ـ اى ابوبكر ـ مخالفت شود!

 مسند ، احمد بن حنبل ( 241 هـ ) ، ج 6 ، ص 47 .

 

 

عائشه و سرپیچی از اوامر پیامبر

 حَدَّثَنَا وَكِیعٌ حَدَّثَنَا إِسْرَائِیلُ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ أَرْقَمَ بْنِ شُرَحْبِیلَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ لَمَّا مَرِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَرَضَهُ الَّذِی مَاتَ فِیهِ كَانَ فِی بَیْتِ عَائِشَةَ فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا قَالَتْ عَائِشَةُ نَدْعُو لَكَ أَبَا بَكْرٍ قَالَ ادْعُوهُ قَالَتْ حَفْصَةُ یَا رَسُولَ اللَّهِ نَدْعُو لَكَ عُمَرَ قَالَ ادْعُوهُ قَالَتْ أُمُّ الْفَضْلِ یَا رَسُولَ اللَّهِ نَدْعُو لَكَ الْعَبَّاسَ قَالَ ادْعُوهُ فَلَمَّا اجْتَمَعُوا رَفَعَ رَأْسَهُ فَلَمْ یَرَ عَلِیًّا فَسَكَتَ فَقَالَ عُمَرُ قُومُوا عن رسول الله

 ابن عبّاس در این زمینه مى‌گوید: هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه علیه وآله بیمار شد، همان بیمارى كه به سبب آن وفات یافت، آن حضرت در خانه عایشه بود. حضرتش فرمود: على را برایم صدا كنید. عایشه گفت: برایتان ابوبكر را صدا بزنیم؟ فرمود: صدایش كنید.حفصه گفت: اى رسول خدا! برایتان عمر را صدا بزنیم؟ فرمود: صدایش كنید. اُمّ فضل گفت: اى رسول خدا! عبّاس را برایتان صدا بزنیم؟ فرمود: صدایش كنید. هنگامى كه همه آن ها جمع شدند، پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله سر مباركش را بلند كرد و على علیه السلام را ندید در نتیجه ساكت ماند. در این هنگام عمر گفت: رسول خدا صلى اللّه علیه وآله را ترك كنید.

 سنن ابن ماجه، محمد بن یزید قزوینی(273 هـ )ـ مسند احمد ( 241 هـ )، ج 6 ، ص 47.

 

 

  حساسیّت عایشه نسبت به حضرت خدیجه سلام الله علیها

 هرگاه عایشه مى‌دید كه پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله از حضرت خدیجه علیها السلام به خوبى یاد كرده و او را مى‌ستاید با جسارت مى‌گفت: چه قدر از این پیرزن بى دندان یاد مى‌كنى؟! خداوند عزّ وجلّ بهتر از او را به تو داده است...

عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ كَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَكَرَ خَدِیجَةَ أَثْنَى عَلَیْهَا فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قَالَتْ فَغِرْتُ یَوْمًا فَقُلْتُ مَا أَكْثَرَ مَا تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا خَیْرًا مِنْهَا 

 مسند ، احمد بن حنبل ( 241 هـ ) ، ج 6 ، ص 118.  

 

 

حساسیت عائشه نسبت به همسران دیگر پیامبر خد اصلی الله علیه واله و سلم

 عایشه هر شأن و فضیلتى را براى خود، پدر و دوستدارانش ـ از نزدیكان و خویشان ـ مى خواست. هر گاه مى‌دید كه پیامبر صلى اللّه علیه وآله مورد محبّت یكى از همسرانش قرار مى‌گرفت و آن حضرت نزد او مى‌ماند، بر او مى‌شورید; همان گونه كه با زینب دختر جحش این گونه رفتار كرد. آن گاه با حفصه تبانى كردند كه هر گاه پیامبر صلى اللّه علیه وآله نزد هر كدام از آن ها وارد شود بگوید: من از شما بوى مغافیر [نوعى صمغ بد‌بو] استشمام مى‌كنم تا ایشان از ماندن و عسل خوردن نزد زینب امتناع ورزد! و با یكدیگر هم قسم شدند تا كسی را از این تبانی با خبر نسازند.

حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُوسَى أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ یُوسُفَ عَنِ ابْنِ جُرَیْجٍ عَنْ عَطَاءٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ عُمَیْرٍ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - قَالَتْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - یَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَیْنَبَ ابْنَةِ جَحْشٍ وَیَمْكُثُ عِنْدَهَا فَوَاطَیْتُ أَنَا وَحَفْصَةُ عَنْ أَیَّتُنَا دَخَلَ عَلَیْهَا فَلْتَقُلْ لَهُ أَكَلْتَ مَغَافِیرَ إِنِّى أَجِدُ مِنْكَ رِیحَ مَغَافِیرَ. قَالَ «لاَ وَلَكِنِّى كُنْتُ أَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَیْنَبَ ابْنَةِ جَحْشٍ فَلَنْ أَعُودَ لَهُ وَقَدْ حَلَفْتُ لاَ تُخْبِرِى بِذَلِكِ أَحَدًا». 

 صحیح بخاری ، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ ) ، ج 6 ، ص 69 . تفسیر یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لك

 

 




طبقه بندی: از یک کنار، 
قالب وبلاگ مرجع راهنمای وبلاگ نویسان