تبلیغات
. - دموكراسی علی علیه السلام....
دموكراسی علی علیه السلام....
ارسال در تاریخ جمعه 5 شهریور 1389 توسط یعقوب مومنی

دموکراسی

 علی علیه السلام 

 

امیرالمؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دموكراسی رفتار كرد . او
خلیفه است و آنها رعیتش ، هر گونه اعمال سیاستی برایش مقدور بود اما
او زندانشان نكرد و شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع‏
نكرد ، به آنها نیز همچون سایر افراد می‏نگریست . این مطلب در تاریخ‏
زندگی علی عجیب نیست اما چیزی است كه در دنیا كمتر نمونه دارد . آنها
در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقیده‏
آزاد با آنان روبرو می‏شدند و صحبت می‏كردند ، طرفین استدلال می‏كردند ،
استدلال یكدیگر را جواب می‏گفتند .
شاید این مقدار آزادی در دنیا بی‏سابقه باشد كه حكومتی با مخالفین خود
تا این درجه با دموكراسی رفتار كرده باشد . می‏آمدند در مسجد و در سخنرانی‏
و خطابه علی پارازیت ایجاد می‏كردند . روزی علی امیرالمؤمنین بر منبر بود
.
مردی آمد و سئوالی كرد . علی بالبدیهة جواب گفت . یكی از خارجیها از بین مردم فریاد زد : قاتله الله‏
ما افقهه ( خدا بكشد این را ، چقدر دانشمند است ) ، دیگران خواستند
متعرضش شوند اما علی فرمود رهایش كنید او به من تنها فحش داد .
خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمی‏كردند زیرا او را كافر
می‏پنداشتند . به مسجد می‏آمدند و با علی نماز نمی‏گذاردند و احیانا او را
می‏آزردند . علی روزی به نماز ایستاده و مردم نیز به او اقتدا كرده‏اند .
یكی از خوارج به نام ابن الكواء فریادش بلند شد و آیه‏ای را به عنوان‏
كنایه به علی بلند خواند :
«
و لقد اوحی الیك و الی الذین من قبلك لئن اشركت لیحبطن عملك و
لتكونن من الخاسرین »( 1 ) .
این آیه خطاب به پیغمبر است كه به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو
وحی شد كه اگر مشرك شوی اعمالت از بین می‏رود و از زیانكاران خواهی بود
.
ابن الكواء با خواندن این آیه خواست به علی گوشه بزند كه سوابق تو را
در اسلام می‏دانیم ، اول مسلمان هستی ، پیغمبر تو را به برادری انتخاب كرد
، در لیلة المبیت فداكاری درخشانی كردی و در بستر پیغمبر خفتی ، خودت‏
را طعمه شمشیرها قراردادی و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انكار نیست ،
اما خدا به پیغمبرش هم گفته اگر مشرك بشوی اعمالت به هدر می‏رود ، و
چون تو اكنون كافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی . علی در مقابل چه كرد ؟ ! تا صدای او به قرآن بلند شد سكوت كرد تا آیه‏
را به آخر رساند . همین كه به آخر رساند ، علی نماز را ادامه داد . باز
ابن الكواء آیه را تكرار كرد و بلا فاصله علی سكوت نمود .
علی سكوت می‏كرد چون دستور قرآن است كه :
«
اذا قری‏ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا »( 2 ) .
"
هنگامی كه قرآن خوانده می‏شود گوش فرا دهید و خاموش شوید " .
و به همین دلیل است كه وقتی امام جماعت مشغول قرائت است مأمومین‏
باید ساكت باشند و گوش كنند .
بعد از چند مرتبه‏ای كه آیه را تكرار كرد و می‏خواست وضع نماز را به هم‏
زند ، علی این آیه را خواند :
«
فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنك الذین لا یوقنون »( 3 ) .
"
صبر كن وعده خدا حق است و خواهد فرا رسید . این مردم بی‏ایمان و
یقین ، تو را تكان ندهند و سبكسارت نكنند " .
دیگر اعتنا نكرد و به نماز خود ادامه داد ( 4 ) .

پاورقی:

1 - سوره زمر ، آیه . 65
2 -
سوره اعراف ، آیه . 204
 -
3 سوره روم ، آیه . 60
 -
4 ابن ابی الحدید ، ج 2 ، ص . 311




طبقه بندی: فضائل علی، 
قالب وبلاگ مرجع راهنمای وبلاگ نویسان