تبلیغات
. - تشیع ، مكتب محبت و عشق
تشیع ، مكتب محبت و عشق
ارسال در تاریخ یکشنبه 21 شهریور 1389 توسط یعقوب مومنی

از بزرگترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است كه پایه و زیربنای‏
اصلی آن محبت است
. از زمان شخص نبی اكرم كه این مذهب پایه گذاری شده‏
است زمزمه محبت و دوستی بوده است . آنجا كه در سخن رسول اكرم جمله‏
« علی و شیعته هم الفائزون »[1]را می‏شنویم ، گروهی را در گرد علی‏
می‏بینیم كه شیفته او و گرم او و مجذوب او می‏باشند . از اینرو تشیع مذهب‏
عشق و شیفتگی است . تولای آن حضرت مكتب عشق و محبت است . عنصر محبت‏
در تشیع دخالت تام دارد . تاریخ تشیع با نام یك سلسله از شیفتگان و شیدایان و
جانبازان سر از پا نشناخته توأم است .
علی همان كسی است كه در عین اینكه بر افرادی حد الهی جاری می‏ساخت و
آنها را تازیانه می‏زد و احیانا طبق مقررات شرعی دست یكی از آنها را
می‏برید بازهم از او رو بر نمی تافتند و از محبتشان چیزی كاسته نمی‏شد . او
خود می‏فرماید :
« لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی ، ولو
صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ان یحبنی ما أحبنی ، و ذلك انه‏
قضی فانقضی علی لسان النبی الامی انه قال : یا علی لا یبغضك مؤمن ، و لا
یحبك منافق »
[2]
" اگر با این شمشیرم بینی مؤمن را بزنم كه با من دشمن شود ، هرگز
دشمنی نخواهد كرد و اگر همه دنیا را بر سر منافق بریزم كه مرا دوست‏
بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت ، زیرا كه این گذشته و بر زبان پیغمبر
امی جاری گشته كه گفت : یا علی ! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را
دوست نمی دارد " .

« لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی ، ولو
صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ان یحبنی ما أحبنی ، و ذلك انه‏
قضی فانقضی علی لسان النبی الامی انه قال : یا علی لا یبغضك مؤمن ، و لا
یحبك منافق »
[2]
" اگر با این شمشیرم بینی مؤمن را بزنم كه با من دشمن شود ، هرگز
دشمنی نخواهد كرد و اگر همه دنیا را بر سر منافق بریزم كه مرا دوست‏
بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت ، زیرا كه این گذشته و بر زبان پیغمبر
امی جاری گشته كه گفت : یا علی ! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را
دوست نمی دارد " .
علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرتها و سرشتها . آنكه فطرتی‏
سالم و سرشتی پاك دارد از وی نمی‏رنجد ولو اینكه شمشیرش بر او فرود آید
. و آنكه فطرتی آلوده دارد به او علاقمند نگردد ولو اینكه احسانش كند ،
چون علی جز تجسم حقیقت چیزی نیست .

مردی است از دوستان امیرالمؤمنین ، با فضیلت و با ایمان . متأسفانه‏
از وی لغزشی انجام گرفت و بایست حد بر وی جاری گردد .
امیرالمؤمنین پنجه راستش را برید . آن را به دست چپ گرفت . قطرات‏
خون می‏چكید و او می‏رفت . ابن الكواء خارجی آشوبگر ، خواست از این جریان‏
به نفع حزب خود و علیه علی استفاده كند ، با قیافه ای ترحم آمیز جلو
رفت و گفت دستت را كی برید ؟ گفت :
« قطع یمینی سید الوصیین و قائد الغر المحجلین و اولی الناس بالمؤمنین‏
علی بن ابی‏طالب ، امام الهدی . . . السابق الی جنات النعیم ، مصادم‏
الابطال ، المنتقم من الجهال ، معطی الزكاش . . . الهادی الی الرشاد و
الناطق بالسداد ، شجاع مكی ، جحجاح وفی » . .
[3]
" پنجه‏ام را برید سید جانشینان پیامبران ، پیشوای سفیدرویان قیامت ،
ذیحق‏ترین مردم نسبت به مؤمنان ، علی بن ابی طالب ، امام هدایت . . .
پیشتاز بهشتهای نعمت ، مبارز شجاعان ، انتقام گیرنده از جهالت پیشگان ،
بخشنده زكات . . . رهبر راه رشد و كمال ، گوینده گفتار راستین و صواب ،
شجاع مكی و بزرگوار با وفا " .

ابن الكواء گفت : وای بر تو ! دستت را می‏برد و اینچنین ثنایش می‏گوئی‏
؟ !
گفت : چرا ثنایش نگویم و حال اینكه دوستیش با گوشت و خونم درآمیخته‏
است ؟ ! به خدا سوگند كه نبرید دستم را جز به حقی كه خداوند قرار داده‏
است .
این عشقها و علاقه‏ها كه ما اینچنین در تاریخ علی و یاران وی می‏بینیم ما
را به مسئله محبت و عشق و آثار آن می‏كشاند .


 


[1] . پاورقی :
1 - جلال الدین سیوطی در الدر المنثور در ذیل آیة 7 سوره بینه از ابن‏
عساكر از جابر بن عبدالله انصاری نقل می‏كند كه گفت در محضر پیغمبر بودیم‏

كه علی نیز به محضرش می‏آمد . حضرت فرمودند : و الذی نفسی بیده ان هذا

و شیعته هم الفائزون یوم القیامه » ، یعنی سوگند به آن كسی كه جانم در
دست اوست این مرد و شیعیان او در روز قیامت رستگارانند . و مناوی در
كنوز الحقایق به دو روایت نقل می‏كند ، و هیثمی در مجمع الزوائد ، و ابن‏
حجر در الصواعق المحرقة همین مضمون را با كیفیتی دیگر نقل می‏كنند .

 

[2] . نهج البلاغه ، حكمت . 42

[3] بحار الانوار ، ج 40 ، ص 281 - 282 ، چاپ جدید و التفسیر الكبیر
فخر رازی ، ذیل آیه 9 - ام حسبت أن . . . - سوره كهف




طبقه بندی: از یک کنار، 
قالب وبلاگ مرجع راهنمای وبلاگ نویسان