تبلیغات
. - ای جماعت ...
ای جماعت ...
ارسال در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1389 توسط یعقوب مومنی
http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/m2sr/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1.jpg
ای جماعت چطوره حالاتتون
قربون اون فهم و کمالاتتون

ادامه بیت و دیگه من میگم
یه خورده از دردای رهبر میگم

یه خورده از چشمای مست و نازش
قربون اشک چشم و حال پاکش

اما چجور بگه به ما با خواهش
برید سراغ تقوی و نیایش

قربون سال شصت و دست زخمیش
ببین چطور دشمن زده به ما نیش

حیدر این زمونه سید علیست
صدای حیدری همش منجلیست

راستی چرا این همه سست و شلیم
همتمونو کی مضاعف کنیم

بسه دیگه سستی رو بنداز کنار
برو طبق بگیر و اخلاص بیار

صحبت رهبری برای ماها
یاسین شده بگم بقیشو ، ها

راستی مگه صدای هل من ناصر
نشنیدی؟ غایبی ؟نمیشی حاضر؟

هیکلمون بزرگه قد چنار
پس چرا با شیطون میاییم کنار

بگو بدو میدویی با ماراتون
فقط نگو یه وقت نمازی بخون

خوب همیناس که رهبرم پیر شده
از دست بعضی ماها دلگیر شده

الان که دارم این کلام و میگم
دارم یه خورده ای اذیت میشم

تو مملکت ، شیعه و بی حجابی؟!!!
پیدا نمیشه یک آدم حسابی

یکی که داد امر معروف کنه
یکی که دنیا رو فراموش کنه

یکی که زود بیاد و با مرامش
فتنه دشمنا رو خاموش کنه

بقیه شعر واسه وقت دیگه
منتظر خوب شدن همدیگه



طبقه بندی: شعر، 
قالب وبلاگ مرجع راهنمای وبلاگ نویسان